تبليغاتX
عمران و موتور1000

عمران و موتور1000

به سراغ من اگر می ایید ندوید

Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible?  
آيا ميدانستيد آنهايی که از نظر احساسی بسيار قوی به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند
 
 

Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them?  
آيا ميدانستيد که آنهايی که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسی برای مراقبت نياز دارند 


Did you know that the three most difficult things to say are:  
 
I love you, Sorry and help me
 
آيا ميدانستيد که  سه جمله ای که بيان آنها از همه جملات سخت تر است  
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن
 
ميباشد

Did you know that those who dress in red are more confident in themselves?  
آيا ميدانستيد که کسانی که قرمز ميپوشند از اعتماد بيشتری نسبت به خود بر خوردارند

   

Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty?  
آيا ميدانستيدکه کسانی که زرد ميپوشند از زيبايی خود لذت ميبرند

 
 
Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding?  
و آیا ميدانستيد که کسانی که لباس مشکی به تن ميکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گيرند ولی به کمک و درک شما نياز دارند 

 

Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds?  
آيا ميدانستيد که زمانی که به کسی کمک ميکنيد اثر آن دوبار به سوی شما بر ميگردد 

 

Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face?  
و آيا ميدانستيد که نوشتن احساسات بسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بيشتر است

 
 
 
Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted?  
آيا ميدانستيد که اگر چيزی رابا ايمان از خداوند بخواهيد به شما عطا خواهد شد

 

Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do.    
آيا ميدانستيد که شما ميتوانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد روياهايی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را ميدانستيد از آنچه قادر به انجامش بوديد متعجب ميشديد  

حالا اگه کامنت نذاری تا ۳ سال فقط بد میاری چون این پست نفرین شد است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 14:0  توسط پارسا  | 

۱:چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار

۲: میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست

۳: به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.

۴:

۴:غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.

۵:غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.

۶:به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟

۷:یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......

۸:یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟

۹:غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست

۱۰:تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!! (فرستنده: امير22 )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره.
تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در.
خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزئه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!!!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟!
تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

(يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
(شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟
ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از تركه ميپرسن: ميدوني فاميلي خدا چيه؟
ميگه: نميدونم، ولي به گمانم وكيلي باشه!!! (اگه جناب دوزاري مبارك نيافتاد، يك بار اسم و فاميل رو پشت هم بگيد، شايد يك فرجي شد!)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!

تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 23:57  توسط پارسا  | 

   شادمهر عقیلی
نام :
شادمهر
نام خانوادگی : عقیلی
محل تولد : تهران
آثار :
  • بهار من
  • مسافر
  • دهاتی
  • نغمه های مشرقی
  • پرپرواز
  • آدم و حوا
  • خیالی نیست
  • آدم فروش
  • پاپ کرن
    هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است . "
    شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای موسیقی پاپ این فرصت محیا شد تا شادمهر و چند خواننده دیگر به واحد موسیقی صدا و سیما رفته و تست خوانندگی بدهند .
    اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلویزیون پخش شد . کارهای دیگر شادمهر که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند .
    و بالاخره شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند .
    به همین منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند . ما حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی نیست , آدم فروش , پاپ کرن است که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایران و سراسر جهان مواجه شد .
    هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده است .

    با آرزوی موفقیت روزافزون برای
    شادمهر عقیلی
    ستاره ی موسیقی پاپ ایران

    .....................................................

    بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر

    تکذیب شده والبته بدانید که شادمهر در نوجوانی پدرش را به دلیل سرطان از دست داد! " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا 24 سالگی به

    خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های

    خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج

    خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عاشق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف

    میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود و میگویند سکانس سیگار کشیدن را گارگردان 48 بار برداشت کرد" رفاقت با جوانان سالم را دوست

    دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم

    دبرای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد"

    " خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر " عاشق اتومبیل بی ام و

    بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش

    دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش

    رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است

    " زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ

    خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد

    چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون

    تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند

    ماهی یک بار به شمال میرفت " آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... " خواننده محبوب : ریکی مارتین " اهل

    شب نشینی و روزنامه خواندن نیست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد " عاشق ماشین عوض

    کردن " به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته " آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این

    آلبوم در ایران هنوز توقیف هست " علاقه مند موسیقی ترکی " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا " آموزش خصوصی

    گیتار و ویلن در تورنتو " محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور " فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته " طرح

    کلیپهایش را خودش میدهد " خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت " یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و

    مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و

    اینها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند " و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند

    " قبل از عید سال 83 دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی "چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و

    آشتی میکنند " در دبیرستان فوتبال بازی میکرد ومهاجم بود"سه برادر داشت به نام محمد تقی و حمید وخسرو که حمید قبل انقلاب در سربازی شهید شد وخسرو را در زلزله رودبار ازدست داد "هومن پسر محمد تقی فقط سه سال از او کوچکتر است "هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد وبرای د یدن مادرش هم گفته هر موقع بخواهد در دبی هم دیگر را میبینند"

  • + نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 2:1  توسط پارسا  | 

    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آسانسور» بگوييد: تاكسي ديواري!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آينه» بگوييد: ريشخندي از روبرو!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آينه» بگوييد: من درش پيدا!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «اولاد» بگوييد: تسلي دل و آزار جان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بادمجان» بگوييد: خيار عزادار!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بچه گربه» بگوييد: نيمكت!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «برادر» بگوييد: خصم!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بربري» بگوييد: بيسكويت تركي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بغض» بگوييد: ديباچه هق هق!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بهشت» بگوييد: آنچه نبينيد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پاك كن» بگوييد: مالش بر دانش!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پاي گربه» بگوييد: پاكت!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پرايد» بگوييد: ژيان تحت ويندوز!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «تولد» بگوييد: نوبر حيات!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاپلوس» بگوييد: لبخند تا اطلاع ثانوي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاقو» بگوييد: تو دل برو!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چنگال» بگوييد: قاشق تابستاني!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چنگال» بگوييد: يكي بود، يكي نبود!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «حلال» بگوييد: آنچه نخوريد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «حمام» بگوييد: پاكستان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ختم روزگار» بگوييد: كسي كه بي‌علت سياه مي‌پوشد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خنجر» بگوييد: هر چه از دوست رسد نيكوست!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خواب» بگوييد: عيش بي‌نوايان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خويشاوند» بگوييد: دشمن جان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خياط» بگوييد: كسي كه جامه به اندازه ندوزد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دربازكن» بگوييد: تقوا!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكتر» بگوييد: كسي كه همه را بيمار خواهد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكمه يقه» بگوييد: دكمه عقيدتي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكمه» بگوييد: بستني!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دماغ» بگوييد: نفس‌كش!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دمپايي» بگوييد: منبر!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دوست» بگوييد: كسي كه ما گمان نيك بر او داريم!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دوش حمام» بگوييد: آب چرخ‌كن!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ديسكت» بگوييد: عشق تو جيبي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سرماي بسيار سرد» بگوييد: يخما
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سيم خاردار» بگوييد: ديوار تابستاني!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شلوار كردي» بگوييد: آدم جاكن!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شهر هرت» بگوييد: آثار باستاني!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شيشه» بگوييد: اونورش پيدا!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «صندلي سينما» بگوييد:تا پاشي تاشه!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «عشق» بگوييد: كار بيكاران!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «غيبت» بگوييد: مشروح اخبار!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «فرزند» بگوييد: دشمن خانگي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قاضي» بگوييد: كسي كه همه او را نفرين كنند!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قايق» بگوييد: كفتر!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قسم» بگوييد: شاهد دروغ!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كارمند» بگوييد: مصيبتي در كت و شلوار!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كدو تنبل» بگوييد: گلابي خانواده!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كشتي» بگوييد: تشخيص!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كشمش» بگوييد: انگور بازنشسته!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كفش» بگوييد: نفربر!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كلاهبردار» بگوييد: تولدت مبارك!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گالش» بگوييد: نفر بر پلاستيكي!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوجه فرنگي» بگوييد: چراغ خطر آبگوشت!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوجه فرنگي» بگوييد: چراغ قرمز آبگوشت!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوشتكوب» بگوييد: لهستان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ليسانس» بگوييد: در به در!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ماتيز» بگوييد: پرايد مونگول!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ماشين» بگوييد: مراكش!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مجرد» بگوييد: آنكه به ريش دنيا مي‌خندد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «حسينيه» بگوييد: افغانستان!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مسلسل» بگوييد: حيدر!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مشق» بگوييد: عمله‌گي براي استاد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگس» بگوييد: پرويز!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ويولن» بگوييد: ميره و مياد، خوشم مياد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگس‌كش» بگوييد: پرويز صياد!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «نسيه» بگوييد: آنچه پس ندهند!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «وب گرد» بگوييد: عملي! (معتاد)
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «وجدان» بگوييد: شب بخير كوچولو!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «وكيل» بگوييد: كسي كه حق را باطل كند!
    زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «موي گربه» بگوييد: موكت!

      

    راستی ۸ مرداد تولدمه اگه خواستی میتونی به جای کادو نظرتو بدی...

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 2:13  توسط پارسا  | 

     در روز۲۰ فوريه ۱۹۶۷ در آبردين بدنيا آمد ، پدر و مادرش وضعيتی معمولی داشتند ، کورت پسر ناآرامی بود برای همين دکتر برايش دارويی تجويز کرد که قسمت عمده مواد سازنده اش مرفين بود ، اين دارو باعث می شد که کورت در مدرسه بتواند به آرامی سر کلاس بشيند ولی اين دارو کورت را تا ساعت ۴ صبح بيدار نگه ميداشت ، برای همين به کورت داروی آرامبخش داده می شد تا شبها بخوابد.با اين وجود کورت بچه خوشحالی بود.
    پدر و مادرش وقتی ۷ ساله بود از هم جدا شدند.اگرچه اين طلاق يک طلاق عادی بود ولی برای کورت بسيار سنگين و سخت بود،از جمله می توان به خجالتی و گوشه گير شدن کورت اشاره کرد ، کورت بعضی روزها پيش مادر وبعضی روزها پيش پدرش زندگی کرد تا وقتی که هردوی انها از دستش خسته شدند و او را از خانه اخراج کردند و از اين به بعد در خانه دوستان و آشنايان يا حتی در زير پل به سر برد.
    کورت مدرسه را دوست نداشت ، در مدرسه احساس غريبی و تنهايی می کرد .
    کورت به نقاشی و خواندن علاقه داشت.در مدرسه با دخترها می گشت و اخلاقياتش بيشتر شبيه دخترها بود تا پسرها و بارها اعلام کرد :من دوست داشتم دختر شوم و به دختر بودن علاقه دارم!!!!!!!!
    کورت بيشتر به
    Beatles و Monkees گوش می داد،در ۱۱ سالگی به Black Sabbath , Kiss و Led Zepplin علاقه مند شد.
    اولين گيتارش را در ۱۴ سالگی خريد. تمرين هايش را در زيرزمين های سياتل شروع کرد،کورت در آن موقع مستخدم يک گروه سيار موسيقی به نام
    Melvis بود.
    او را در حالی که يک هفته به فارغ التحصيل شود از مدرسه اخراج کردند،از آن موقع مشغول به کار شد و کارهای زيادی را امتحان کرد ولی هيچ کدام کار
    هميشگی او نبود...

    نيروانا در سال ۱۹۸۶   شروع بکار کرد ، کورت گيتاريست و خواننده ،،، کريست لید گيتار  و Aaron Burckhard درامر.
    در سال ۱۹۸۸ اولين
    Demo خود را در سال ۱۹۸۸ منتشر کردند و سپس نبز اولين Single خود را.
    سال بعد اولين آلبوم خود که به عقيده بعضی ها بهترين آلبوم آنها بود به نام
    Bleach به بازار رفت و فروش خوبی کرد.
    بعد از آن نيروانا توری در آمريکا داشت و بعد هم کنسرتی در
    New Castle انگلستان داشت .
    بعد از آن دومين
    Single خود را بيرون داد که چندان موفق نبود.
    نيروانا از اين به بعد شاهد ۲ اتفاق مهم بود ، يکی رفتن
    Aaron و آمدن Dave و ديگری عوض کردن استوديوی ضبط از Pop-records به Geffen Rocords.
    بعد از اين دو اتفاق مهم نيروانا مشغول به ضبط ماندگارترين آلبومش يعنی
    Nevermind شد.
    Nevermind در ابتدا ۱۴۴ امين آلبوم پرفروش شد ، اما با تبليغات و مصاحبه های تلويزيونی به
    رتبه اول رسيد.و بدون شک اين افتخاررا مديون ترانه
    Smells like teen spirit است.
    کورت به استعمال مواد مخدر سنگين از قبيل هروئين و مرفين روی اورد و با يک زن فوق العاده فاسد و خوش صدا به نام
    Courtney Love آشنا شد و در ۲۴ ژانويه ۱۹۹۲ در هاوايي‌ با او ازدواج کرد.
    ((((( شش ماه ))))) بعد آنها صاحب تنها فزندشان بنام
    Frances شدند.
    نيروانا آلبوم
    Incesticide را روانه بازار کردند .
    کورت از سود مالی نيروانا متنفر بود و در هر جا مردم را تشويق می کرد که بليط کنسرت هايش را نخرند و همچنين آلبوم هايش را نيز همينطور. بخطر اينکه کورت معتقد بود مردم نيروانا را بخاطر همان آهنگ
    Smells like teen Spirit دوست دارند ، و بهمين خاطر در آلبوم بعدی يعنی Incesticide روش جدیدی بکار برد و موفق شد.
    آلبوم بعدی و در واقع آخرين آلبوم گروه يعنی
    In Utero به بازار عرضه شد...

    اعتياد کورت هر روز بيشتر و بيشتر مي شد و کم کم داشت از کنترل خارج می شد ، زنش او را تهديد می کرد که در صورت ترک نکردن درخواست طلاق خواهد کرد . کورت قول داد که ترک کند و به مرکز ترک اعتياد رفت ولی در آنجا نيز دوام چندانی نياورد ، در ۱۹۹۳ ، نيروانا يک شوی تلويزيونی MTV داشت و آخرين کنسرتشان را نيز در ۲۹ مارس ۱۹۹۴ در مونيخ برگزار کردند. پس از اين کنسرت کورت به کما رفت و در بيمارستان بستری شد فردای آن روز از کما خارج شد و وقتی که از بيمارستان مرخص شد ناپديد شد.
    جسد کورت در ۸ اپريل ۱۹۹۴ در حالی پيدا شد که ۳ روز بود مرده بود و مشخص بود که با يک
    Shotgun به مغزش شليک شده بود . ۲ روز بعد مراسم يادبودی برايش برگزار شد ، Courtney قسمت هايی از متن وصيت نامه ای را که قبل از مرگش نوشته بود را خواند و در آن کورت گفته بود هيچ وقت نمی خواسته به سن ۳۰ سالگی برسد (کورت ۲۷ سال داشته).
    آلبوم
    Unplugged in New york در اواخر همان سال تنظيم شد که سر و صدای زيادی بر پا کرد.
    قضيه مرگ کورت برای همه تبديل به معمايی گشته که تا بحال نيز جواب قانع کننده ای برايش پيدا نشده ، پليس قضيه را خودکشی مي داند ، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد کورت به قتل رسيده.
    من در اين جا چند مورد را می گم شما خودتان تصميم بگيريد که کورت خودکشی کرده يا نه...
    اول از همه : آزمايشات خون کورت نشان داد که مقدار زيادی مرفين و واليوم در خونش بوده و برای همين تعادل مغزی اين را که لوازم مصرف مواد را کنار بگذارد و سپس يک
    Shotgun بر دارد و
    در دهانش بگذارد و شليک کند را نداشته ، در تاريخ اعتيادهايی که به خودکشی ختم می شود اين کار بی سابقه بوده.
    همچنين هيچ اثر انگشتی نه بر روی
    Shotgun و نه بر روی گلوله ها و نه بر روی خودکاری بوده که کورت وصيت نامه اش را با آن نوشته.
    و نکته ديگر درباره وصيت نامه است که در آن ۱۲ دستخط مختلف وجود دارد و تا ۳ خط آخر نيز حرفی از خودکشی نزده و آن ۳ خط نيز آشکارا جعلی هستند.

    .يک رقاص کاليفورنيايی بنام Eldon Hoke اعتراف کرد که Courtney Love به او 50000$ پيشنهاد کرده بود تا کورت را به قتل برساند.اما جواب آزمايش های دروغ شناسی احتمال صحت اين اعتراف را کم دانست اما اين را هم بدانيد که Courtney بقدر کافی از کورت نفرت داشته که اين کار را بکند ولی با اين تفاسير اين آزمايش های دروغ يابی توسط Dr. Edward Gelb که در آن زمان بهترين بوده انجام گرفته.
    يکی از دلايل اينکه
    Courtney از کورت نفرت داشته اين بود که کورت برای تور بعدی خود ۹.۵ مليون دلار خرج کرده بود ، ولی اين وجود احتمال اينکه همه اين ها تهمت باشد نيز کم نيست چون در آن زمان دارايي کورت ۳۰ مليون دلار بوده و از مقدار فقط ۱ مليون به Courtney می رسيده و بقيه به دخترشان Frances می رسيده.
    البته وجود شخصی که از
    Credit Card کورت استفاده می کرد آنهم در زمانی که او عملا مرده بوده نشان دهنده اين است که کسی جنازه او را ديده و CC او را بسرقت برده.
    ( آيا او به قتل رسيده يا خودکشی کرده؟‌‌ )
    ( آيا
    Courtney يک قاتل است يا تمام اينها تهمت هايي است که طرفداران نيروانا به او می زنند؟ )
    عبارات داخل پرانتز را با حس بخوانند.
    برای خودتان تصميم بگيريد و ما رو بی خبر نگذاريد.

     

    + نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 0:0  توسط پارسا  | 

    انواع داداش

     

    اصولا دخترهاي اين زمونه هفت هشت نوع داداش دارند. هر كدوم ا ز داداشاشونو هم واسه يه كاري مي خوان

     

     داداش شماره يک: بچه پول دار! ماشين داره! رستوران خوب مي رن باهم! اينترنت 24 ساعته مجاني هم بعنوان اشانتيون بهشون ميده

     

    داداش شماره دو: يه پسر رومانتيك! خوراك درددل بشينن نصفه شبها باهم درددل كنند و گر يه كنن

     

    داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم! هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون كنه خان داداش جون حالشو مي گيره

     

    دادش شماره چهار: از نوع هنري! خوراك رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه ! و محافل نقد فيلم ! بليط جشنواره فجرشون تضمينيه ! موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده ! به اضافه ريشهايي مدل دار

     

    داداش شماره پنج: خوش تيپ! خوراك اينه كه ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنين چه داداش جيگري دارم! داداش من خيلي خوش تيپه

     

     داداش شماره شش: بچه معروف! هر هفته پنج شنبه ها يه پارتي دعوتت مي كنه! رقصشم خوبه! همه مدله بلده برقصه

     

    داداش شماره هفت: متخصص كامپيوتره! هر وقت چت کردي و هکت کردن و كامپيوترت خراب شد داداش جونت مياد برات درست مي كنه!

     

    داداش شماره هشت: بچه مثبته.. بچه مودبيه .. وقتي مي ري باهاش بيرون لپ هاش سرخ ميشه، خوراك اينه ببري به مامانت نشون بدي بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت عاشق اين جور پسراست

    ۱:به ترکه می گن می دونی سزارین یعنی چی ؟ می گه یعنی بچه به شرط چاقو.

    ۲:به ترکه می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.

    ۳:کمال تبریزی سازنده فیلم مارمولک برای ساختن فیلم مدرسه مارمولک ها به قم سفر کرد

    ۴:ترکه از یکی می پرسه ساعت چنده ؟ می گه ۹ شب ! می گه يعني چي از صبح تا حالا هرکسی یه چیزی می گه.

    ۵:ترکه خواب می بینه داره پلی استیشن بازی می کنه مادرزنشو می کشه میره مرحله ی بعد - از خواب می پره می بینه مادرزنش نشسته جلوش می گه اَه ، سیو (save) نكردم.

    ۶:احمدی نژاد: من ورزشكار نيستم اما شبها با شلوار ورزشی میخوابم!!

    ۷:تركا زنگ مي زنن قم . مي گن : يه امام جمعه برامون بفرستيد . قمي ها مي گن : امام جمعه قبلي چي شد ؟؟ تركا مي گن : اونو كشتيم امام زاده درست كرديم 

    ۸:دوست دختر بسیجیه براش بوس میفرسته بسیجیه جاخالی میده.

    ۹:يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم!!! 

    ۱۰:ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولی بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگی!!!

    + نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 0:47  توسط پارسا  | 

    Nothing Else Matters

    Metalica

    So close, no matter how far
    Couldn't be much more from the heart
    Forever trusting who we are
    And nothing else matters

    Never opened myself this way
    Life is ours, we live it our way
    All these words, I don't just say
    And nothing else matters

    Trust I seek and I find in you
    Every day for us something new
    Open mind for a different view
    And nothing else matters

    Chorus:
    Never cared for what they do
    Never cared for what they know
    But I know

    So close, no matter how far
    Couldn't be much more from the heart
    Forever trusting who we are
    And nothing else matters

    Chorus

    I never opened myself this way
    Life is ours, we live it our way
    All these words, I don't just say
    And nothing else matters
    Trust I seek and I find in you
    Every day for us something new
    Open mind for a different view
    And nothing else matters

    Never cared for what they say
    Never cared for games they play
    Never cared for what they do
    Never cared for what they know
    And I know - yeah!

    So close, no matter how far
    Couldn't be much more from the heart
    Forever trusting who we are
    No nothing else matters

    + نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:34  توسط پارسا  | 

    ميخوام در باره گروهي صحبت بكنم كه از موسس هاي سبك هوي بودن...                 

    BLACK SABBATH

    گروه بلك سبث يكي از اصلي ترين و اولين پايه گذاران سبك هوي متال هستن .
    كه امروزه به طور گستردهاي به عنوان پدر خوانده گروهاي هوي ناميده ميشوند.
    گروه بلك سبث يعني جان اوزي اوزبورن ..فرانك توني..ايومي وتري.. كه در بير منگام زندگي ميكردن تشكيل شد...
    البته اوايل اسم گروه فرق ميكرد و اسمه اين گروه..Polka Tulk كه در سال 1969 تشكيل دادن..
    ازي خواننده بود..گيرز بيس ميزد..بيل وارد درام زن..جيمي فيايپس...گيتار ريتم..
    خيلي زود فيليپس گروه ترك كرد و4 نفر باقي مانده گروه به اسمه EARTH BLUES COMPANY تغيير دادن وسپس به EARTH ....

     

    انها در اين گروه موسيقي بلوز هوي راك مينواختن بدين ترتيب طرفداران بسياري
    جمع كردند.
    درسال 1969 ايومي ارت را ترك كرد تا به گروه JEHTOR TULL بپيوندن ولي جند ماه بعد به گروه بازگشت .. او اين بار ايده جديد داشت..

    ايوم به اين فكرافتاد مردم كه حالا در سينما ها با ترس پول ميدن خود موسيقي ترسناك بوجود اورد..ايومي در اين راستا جند موسيقي ترسناك ساخت
    كه يكي از اين اهنگ ها به نام بلك سبث بود كه نام يكي از فيلم ترسناك بود
    ..پس از جندي نامه خوده گروهبه بلك سبث تغيير كرد...

    قبل از ضبط البوم اول گروه طي حادثه اي ايومي نوك انگشتان دست راست خودرا
    از دست داد ..او چپ دستبود و نمي توانست فشار لازم بر فرت برد گيتار ايجاد كند.. از اين رو او از نوعي روكش پلاستيكي استفاده كرد..و كوك گيتا ر را بم تر كرد كهفشار كمتري احتياج داشته باشن...
    كه باعث صداهاي خشن شد كه با ريف ها هماهنگي داشت..
    اشعار گروه اكثرا به دست باتلر نوشته ميشد..و بر روي مضاميني سنگين هماند پليدي روح و جنگ بود....
    البوم بلك سبث منتشر شد و در ليست پر فروش هاي بريتانيا 13 شد..

    با اين البوم بلك سبث جوهر چيزي را بوجود اوردند كه امروزه درپايان ده90 به ان متال اطلاق مي شود..
    البوم Paranoid به فاصله كمي در همان سال منتشر شد تركيب صداي جيغ ازبرن گيتار ايومي و صداي بيس غرنده باتلر و نوازندگي جنون اميز وارد البوم را تبديل به به يك موفقيت بي نظير كرد..
    اهنگ هاي همچون..Paranoid ... War pigs iron man از اين البوم تبديل به
    معيار هاي موسيقي متال گشتند..در سال 1971 بلك سبث البوم Master Of Reality را منتشر كردن كه اهنگ ماندگار مانند چون ..After for ever ..in the void از اين البوم هستن..
    در سال 1972 البوم vol four منتشر گرديد..بلك سبث در سال 1973 با همكاري ريك ويكمن نوازنده كيبورد از گروه يس ..yes ..البوم سبث لعنتي ..Sabbath Bloody Sabbath...را منتشر كرد كه كار قوي و ماندگار بود..

    اين تركيب گروه تا سال 1978 پايدار است..در اين فاصله گروه 3 البوم ديگر منتشر كرد كه از اين جمله مي توان به Sabotage اشاره كرد . در سال 1978
    ازي اوزبرن از گروه جدا شد تا به تنهاي عمل كند..گروه او در ده هشتاد تبديل
    به موفقترين گروه هوي متال شد. جانشين ازبرن راني جيمز از گروه رينبو بود
    با امدن او گروه ارتقا بخشيد و دوباره ب البوم heaven and hell به صف بهتري هاي متال بازگشتن..
    در سال 1981 البوم rules منتشر شد كه موفق شد.در سال 1982 گروهالبومي از تور هاي خود انتشار كرد ..و بعد از ان جيمز از گروه رفت در ابتداي ده نود البوم به نام i.b.n منتشر شد در اين البوم گروهاي چون سپولترا
    مگادث پانترا...هر كدام اهنگي از بلك اجرا كردن.. اي البوم بزرگداشت اداي دين به اورندگان متال بود...پايان

    + نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 0:8  توسط پارسا  | 

    سبک شناسی موسیقی راک

     

     

    Rock & Roll: راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتلز و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما راک اند رول جذابيت موسيقيايی خودشو فقط برای چند سال حفظ کرد.با گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک به وجود اومد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.

    Pop-Rock: پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند. از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی اونه و تکيه اون بر موسيقی لاينقطاع که با چيره دستی نواخته میشه. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد اونا کم هم نيست می تونم به  Everly Brothers،  Madonna و Rowed House   اشاره کنم.



    Soft Rock: گرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دهه شصت آغاز شده بود. سافت راک موسيقی ملايمیه که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا داره تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبکه. سافت راک تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی هم کار کردند. در طول دههء هفتاد، سافت راک بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم عصر خودشو دچار دگرگونی کرد .

     

    Grunge: سبکی که اوج درخشش اون در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت Kurt Cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقی punk و Heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا  Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقياييش. اما در نحوه نواختن ريف ها به Heavy metal  شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه های Green River، Mud honey  وSound garden  ميشه كه اين موج هنوز هم ادامه داره و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دومه. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي اون stop-start زياد اونه. متاسفانه در كشور ما Nirvana  رو فقط متعلق به سبك Alternative Metal مي دونن و به تبع اون هر گروهي رو كه در موسيقيش stop-start به كار مي بره به اين سبك مربوط مي دونن؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع اند كه به سختی ميشه مرزي مشخص بين اونا كشيد.



    Alternative Rock: آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست پانک (Post Punk) رو از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خودش قرار داده. Alternative Rock شامل سبکهای گوناگونی میشه: از ملودیهای زیبای Jangle Pop گرفته تا ملودیهای خشن و یک نواختIndustrial Metal.


    Hard Rock: از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن  گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.
    هارد راک در اواخر دههء
    ۶۰ رشد خودشو رو آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از Blues از بداهه نوازی استفاده میشه و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست. اگرچه همون سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نيز هست . در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارن و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته بشن.


    Punk Rock: اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن. موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريعیه ، در مورد مدرسه(( Academy ، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها ((relationships، و مسائل خانوادگي.  يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
    طرز لباس پوشيدن
    punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه  به عنوان سمبل حس هايي كه مي خوان بيان كنن، استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت (شخصيت) خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
    براي مثال، روي كلاه
    sweatshirt پانكي، تكه ای پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است! در بين دختر و پسرهای punk شلوار جين هايی كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله! گروه هايی مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك  Rock & Roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند. در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و در بيشتر حالت فرار از واقعيات مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي ازگروه های آمريكايی، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها ، The Sex Pistols  بود.

    اشعار پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ی اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض های نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعی، مي پرداخت.
    در سال 1976،  مدیر گروه 
    The Sex Pistols